سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

576

تاريخ ايران ( فارسى )

اين عمليات او با عمليات اسكندر چقدر باهم تفاوت دارد ! گيبون بنا بعقيده‌اى كه بعض از نويسندگان اظهار داشته‌اند مينويسد كه شاپور پيش از عقب‌نشينى امپراطور تقاضاى صلح نمود ولى به اين تقاضا با كبر و غرور جواب منفى داده شد . راولنسيون ميگويد كه آميانوس مورخ هيچ ذكرى در اينباب يعنى اعزام نماينده براى اين منظور ننموده است ، ليكن احتمال دارد پيشنهاداتى در اينخصوص بطور غيررسمى شده باشد كه تا به بهانهء اظهار صلح دشمن را بيازمايند و راجع به استعداد و عدهء او و نيز روحيهء سپاه روم اطلاعات سودمندى بدست آورند و نيز ممكن است كه ژولين تقاضاى نمايندگان را رد كرده باشد نظير شارل دوازدهم كه بعينه در يك چنين موقع سخت و مشكلى همين كار را كرد . آرى اين دو سردار از آنچه در سلف بالاترشان يعنى اسكندر گفته شد خيالى بودند و در كارها يك سليقهء بسيار عجيب‌وغريبى داشته‌اند . بارى اين عقب‌نشينى خطرناك در 16 ژوئن گرمترين فصول سال شروع گرديد و هنوز قشون مسافتى طى نكرده بود كه غبار غليظى از افق جنوبى نمايان گرديد . بعضىها تصور كردند كه دستهء از قبايل ساراسن يا رمهء از گورخران در حركت ميباشند ولى بر ژولين ظاهر بود كه پادشاه بزرگ در تعاقب وى به حركت آمده است . نه‌فقط امر حركت روميان از دستبرد و اذيت و آزار دشمن مختل گرديد بلكه طولى نكشيد كه جنگ بين آنها درگرفت ، گرچه فتح با قشون روم بوده است . اما مسئلهء خواربار و عليق اسبان مشكل شده و روميان از اين حيث به مضيقه افتادند ژولين با ساراسن‌ها رفتار خلاف سياستى كه نموده بود بايد او از اين كار خود سخت نادم و پشيمان شده باشد ، چه آنها جزو سواران سبك اسلحهء ايرانى در يك مسافتى قرار گرفته و خواربار براى قشون تهيه ميكردند ، لژيونهاى رومى چون به تانى حركت ميكردند نميتوانستند غله و عليق را كه بدست دشمن از جلو طعمهء حريق ميشد حفظ كنند و لذا چند روزى كه از حركت از تيسفون گذشت مبتلا بقحطى گرديدند . روز 26 ژوئن بود كه در طرف شمال نزديك سامره بيمانع و بدون ديده‌بان حركت ميكردند كه ناگهان به ژولين كه در جلو بود خبر دادند پس‌قراول قشون